این مصاحبه در اریبهشت سال 1401 در ماهنامه سیاسی فرهنگی نسیم بیداری با مسعود کوهستانی نژاد با موضوع شناخت چهره مطبوعاتی سید ضیاءالدین طباطبائی انجام شده است. در این بخش خلاصه ای از این مصاحبه را می خوانیم.
سید ضیاءالدین طباطبائی پیش از آنکه عامل سیاسی کودتای 1299 باشد، روزنامه نگاری پر آوازه بود. او به عنوان یک مشروطه خواه در فضا و بستری که انقلاب مشروطه را فراهم ساخت در نوجوانی به سوی فعالیت های مطبوعاتی کشیده شد. گام های پیوسته او در این عرصه تا به آنجا رسید که « رعد » به یکی از روزنامه های جریان ساز ایران مبدل شد. قلم توانمند سید ضیاء و سرمقاله ای انتقادی و صریح او انعکاسی از وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … کشور به شمار می رفت. همین امرو و روزنامه اش را به گزند توقیف و توبیخ گرفتار می کرد. با وجود آزادی کار مطبوعات در سال های بعد از پیروزی جنبش مشروطه او بارها روزنامه خود را تعطیل کرد و به سراغ روزنامه های جدید رفت. این روال تا سال 1299 ادامه داشت. اما پس از آن سید ضیاء که به دنبال اهداف بلند پروازانه تری بود جذب قوایی شد که قرار بود تا پیش از پایان سال در کشور کودتا کنند ودولتی جدید به ریاست او بر سر کار آورند. اتفاقی که به حضورش در عالم مطبوعات برای همیشه پایان داد. با مسعود کوهستانی نژاد از پژوهشگران تاریخ مطبوعات ایران نگاهی داشته ایم به چهره مطبوعاتی سید ضیاءالدین از زمان انتشار اولین نشریه تا هنگامی که به دستور خودش در مسند رئیس الوزرا روزنامه رعد و تمام روزنامه های کشور تعطیل شدند.
آغاز حیات مطبوعاتی سید ضیاء الدین طباطبائی از شهر شیراز
نسیم بیداری: آغاز حیات مطبوعاتی سید ضیاء را به دوره ای نسبت می دهند که او در نوجوانی و در شهر شیراز دو روزنامه اسلام و ندای اسلام را منتشر می کرد. با توجه به سن کم او این فعالیت چطور آغاز شد و این روزنامه ها چه کیفیتی داشتند؟
مسعود کوهستانی نژاد: زمانی که انقلاب مشروطه پیروز شد. سید ضیاء حدود 17 ساله بود. آن موقع در شیراز زندگی می کرد که به بوشهر نزدیک بود. اینها شهرهایی بودند که جریان انقلاب در آنها بسیار پر سر و صدا بود. از طرفی دیگر یکی از قدرتمندترین نشریات ایران تا آن زمان یعنی نشریه مظفری در بوشهر منتشر می شدو حبل المتین کلکته و کلا نشریات ایرانی خارج از کشور هم در آنجا توزیع می شد. بنابراین آشنایی سید ضیا با مطبوعات در آن محیط اصلا عجیب نیست. به علاوه سید ضیا در یک خانواده فرهنگی و اخل کتاب به دنیا آمده بود و با این مسائل به هیچ وجه بیگانه نبود. نکته دیگر این است که ما جوانان دیگری هم امثال سید ضیاء داشتیم. کسانی که در سن کم، در نشریات مطلب و گزارش می نوشتند. مثلا سید حسن موید الاسلام برادر زاده مویدالاسلام کاشانی مدیر هفته نامه حبل المتین کلکلته، سید حسن در تهران از سال 1322 قمری برای حبل المتین کلکلته گزارش می نوشت. از او مصاحبه ای باقی مانده که با متحصنان حرم عبدلاعظیم انجام داده است. یعنی زمانی که انقلاب مشروطه تازه در حال شکل گیری است و کوچ اول مهاجرت ها صورت گرفته است. این مصاحبه اولین مصاحبه مطبوعاتی تاریخ ایران در داخل کشور محسوب می شود. در حالی که در آن زمان سید حسن موید الاسلام احتمالا 17 یا 18 ساله بوده است. انصافا هم مطالبی که می نوشت خوب بودند. بنابراین این مساله نوشتن یادداشت توسط چهره های جوان در آن مقطع موضوع نادری نبوده است.
برای مشاهده اسناد انقلاب مشروطه به این لینک مراجعه کنید
روزنامه اسلام و ندای اسلام سید ضیاء الدین طباطبائی
نسیم بیداری: مطالب این دو جریده صرفا به قلم خود سید ضیا بود؟
مسعود کوهستانی نژاد: بله، به طور کلی الگوی این نشریات الگوی کار انفرادی بود تا حدود 15 سال بعد هم این الگو وجود داشت. انقلاب مشروطیت موجب شده بود مطبوعات به شدت طرف توجه مردم باشند. بنابراین هر کس توانایی انجام این کار را داشت. ممکن بود چنین شبه بولتن هایی را منتشر کند. به خصوص در آن مقطع که جنگ و ستیز بین مشروطه طلبان بالا گرفته بود و شیراز یکی از کانون های اصلی این درگیری ها به شمار می رفت. فضا برای انتشار همین نشریه ها توسط حتی غیر حرفه ای وجود داشت.
نسیم بیداری: به لحاظ مالی چطور تامین می شدند؟ کسی از انتشار آنها حمایت می کرد؟
مسعود کوهستانی نژاد: پشتوانه مالی خاصی نداشتند، چون از نظر تعداد خیلی محدود بودند و پخش محلی داشتند.
نسیم بیداری: مشخص هست این دو جریده چقدر در جریان وقایع مربوط به انقلاب مشروطه تاثیر گذار بوده اند؟
مسعود کوهستانی نژاد: نمی توانیم بگوییم چندان اثر گذار بوده اند چرا که در همان زمان ما نشریات قدرتمندی داشتیم و این گونه نشریات کوچک قابل مقایسه با آنها نبودند. توقع تاثیر گذاری هم نباید داشت. بیشتر یک مقدمه برای ورود سید ضیاء به این حیطه محسوب می شوند.
برای مشاهده اسناد کتاب و مطبوعات به این لینک مراجعه کنید
دیگر فعالیت های سید ضیاء در شیراز در سالهای مشروطه
نسیم بیداری: سید ضیاء جدا از این جریده ها، در روزنامه های دیگر قلم نمی زد؟
مسعود کوهستانی نژاد: مشخص نیست. من با توجه به اینکه سال هاست در حال مطالعه نشریات آن دوره هستم. هنوز چیزی از او در نشریات دیگر ندیده ام.
نسیم بیداری: با اینکه اشاره فرمودید مطالب این جریده ها اثر گذاری چندانی نداشته اید. اما ظاهرا انتشار همان ها باعث شده سید ضیاء به ناچار از شیراز خارج شود و در نهایت به تهران بود.
مسعود کوهستانی نژاد: ما دقیقا نمی دانیم چه اتفاقی افتاده است. این را می دانیم که در سال 1325 قمری در شیراز جنگ و درگیری شدید بین مشروطه طلبان و مخالفان مشروطه وجود داشته و از طرف دیگر در سال 1327 قمری سید ضیاء در تهران بوده است. اینکه در این فاصله حدودا 2 ساله سید ضیاء چه می کرده و دقیقا کجا بوده مشخص نیست. آن مقطع از تاریخ ما بسیار پر حادثه بوده و ما باید روز به روز درباره آن صحبت کنیم. نه سال به سال و نه حتی ماه به ماه. اگر در سال 1325 این اتفاق افتاده و او شیراز را ترک کرده پس در سال 1326 کجا شیراز را ترک کرده پس در سال 1326 کجا بوده است؟ در واقع ما نمی توانیم با قطعیت بگوییم که خروج سید ضیاء از شیراز نتیجه فعالیت های مطبوعاتی او بوده است.
نسیم بیداری: ظاهرا شب نامه هایی منتشر می کرده است.
مسعود کوهستانی نژاد: بله به این موضوع اشاره شده اما انتشار آنها هم مربوط به سال های 1325-1326 قمری است. احتمالا به خاطر سنگین بودن فضای شیراز بعد از به توپ بسته شدن مجلس مدتی آواره شهرهای مختلف بوده و بعد در نهایت در سال 1327 به تهران می رود. اما اینکه در یکی دو سال چه می کرده. برای ما مشخص نیست.
انتشار روزنامه شرق از نویسندگان و جهت گیری سیاسی آن
نسیم بیداری: انتشار روزنامه شرق در تهران آغاز مرحله جدید و جدی کار روزنامه نگاری سید ضیاء به شمار می رود. دوره ای است که دیگر نام سید ضیاء به عنوان یک روزنامه نگار تثبیت می شود و در عین حال روزنامه شرق هم از کیفیت مطلوبی برخوردار بود. او در طول دو سال چطور از جریده های اسلام و ندای اسلام به شرق رسید؟ بستر و زمینه انتشار این روزنامه چطور فراهم شد؟ چه کسانی او را همراهی کردند؟
مسعود کوهستانی نژاد:سید ضیاء در همان جریده یا شبه بولتن ندای اسلام نیز نشان داده بود که بسیار به کار روزنامه نگاری علاقه داشته و آن را ابزار یا راهکاری برای فعالیت در فضای انقلاب مشروطه می دیده است. بنابراین وقتی انقلاب در سال 1288 خورشیدی پیروزی نهایی اش را به دست آورد. در تهران دست به انتشار روزنامه ای زد که این بار کاملا حرفه ای بود. سنت روزنامه نگاری در آن زمان پیشرفت بسیار قابل ملاحظه ای داشت. اگر نشریات آن زمان و نشریات حال حاضر را کنار هم بگذارین. به لحاظ محتوایی و کیفیت به نظر من سطح آنها بالاتراست. کاری به شکل ظاهری، صفحه آرایی و مسائل فنی ندارم. اینها بحثشان جداست. حالا علت چیست؟
علت این است که در آن نشریات قدیمی یک اصل مهم و جود داشت و آن هم آزادی مطبوعات بود. باور به این آزادی، نزد تمام کسانی که دست اندرکار حکومت، سیاست، فرهنگ و … بودند وجود داشت. همه آنها باور داشتند که مطبوعات از ارکان اصلی مشروطیت است. وقتی چنین باوری وجود داشته باشد. اقبال برای فعالیت هم بیشتر می شود. کیفیت بالای کار روزنامه شرق سید ضیاء در همین بستر و باور به آزادی مطبوعات ریشه داشت. نه فقط شرق که روزنامه های دیگر مثل مجلس یا استقلال ایران هم بسیار مهم بودند. در حالی که بعدها مثلا در فاصله سال 1310 تا 1320 و در نیمه دوم پادشاهی رضا شاه با وجود ابزارهای جایی بهتری که وجود داشت. نشریاتی که منتشر می شد قابل مقایسه با نشریات سال های بعد از پیروزی انقلاب مشروطه نبودند. چرا که بستر فعالیت مطبوعات تغییر کرده بود. روزنامه شرق در چنین فضایی و در سال 1288 خورشیدی منتشر شد. اما چطور می شود که سید ضیاء در طول دو سال به کسی مبدل شود که شرق را منتشر می کند؟
برای پلسخ به این پرسش باید به سراغ اطرافیان سید ضیاء رفت. اینکه سردبیر چه کسی بود؟ چه کسانی سرمایه گذاری کرده بودند و … به نظر من نقش اصلی را نویسندگان مقالات و گزارش ها و اخبار آن روزنامه به عهده داشتند که متاسفانه نام اغلب قریب به اتفاق آنها معلوم نیست.
شما صفحه های روزنامه شرق را که ورق می زنید می بینید که هر صفحه چقدر حرفه ای و قابل رقابت با روزنامه ایران نو است. ایران نو سوسیالیست ها و بزرگان فرهنگی آن زمان را پشت سرش داشت. در چنین شرایطی شرق تنه به تنه آن پیش می رفت. از نظر خبررسانی، ستون بندی ها، مقاله نویسی، یادداشت ها و… فوق العاده بود. با این حال هنوز هم از نظر کیفیت کاری، سید ضیاء به آن کسی که در دهه 90 خورشیدی در آن قرن روزنامه رعد را منتشر می کرد تبدیل نشده و به تکامل نرسیده بود.
نسیم بیداری: اسامی همکاران سید ضیاء و کسانی که در شرق قلم می زدند مشخص است؟
مسعود کوهستانی نژاد: نه متاسفانه چندان مشخص نیست. مطالب کمتر به اسم منتشر می شود. ممکن بود برخی اسامی را در روزنامه ببینیم. روزنامه به اسم سید ضیاء در می آمد، اما کیفیت آن آنقدر بالاست که عقلانی نیست آن را تماما به سید ضیاء 20 ساله نسبت بدهیم. آن هم فقط دو سال بعد از نشر جریده ندای اسلام.البته عرض کردم که استقبال عمومی از نشریات بالا بود و وقتی هم یک نفر برای راه اندازی یک نشریه نیت می کرد افراد مختلفی بودند که جمع می شدند و در این کار به او کمک می کردند. برای مثال روزنامه ایران نو یک روزنامه بسیار حرفه ای و شاخص آن دوران بود که حزب دموکرات و سوسیالیست های قفقازی به آن کمک می کرد و رسول زاده (بنیان گذار جمهوری آذربایجان) سردبیرش بود. ولی اینکه چه فرد یا افرادی به شرق کمک می کردند. دقیقا مشخص نیست. این نشریه بسیار حرفه ای بود و سید ضیاء با انتشار آن به بلوغ کاری رسید. به واسطه آن گام بزرگی در جهت تقویت مطبوعات برداشته شد. گرچه عمر انتشارش کوتاه بود. دوبار توقیف شد و نهایتا بعد از شماره 106 دیگر اجازه انتشار نیافت.
نسیم بیداری: جهت گیری سیاسی روزنامه شرق را چطور توصیف می کنید؟
مسعود کوهستانی نژاد: اگر ما جهت گیری روزنامه ایران نو را جهت گیری چپ بدانیم و مثلا نشریه استقلال ایران را یک جهت گیری نسبتا راست به عقیده من روزنامه شرق حد وسط این دو بود. یعنی هم به انگلیسی ها و هم به روس ها حمله می کرد. البته حمله به روس ها بیشتر بود. چون به هر حال در تهران و در نیمه شمالی کشور که تحت نفوذ روس ها بود منتشر می شد. با این حال در تهران و در نیمه شمالی کشور که تحت نفوذ روس ها بود منتشر می شد. با این حال روزنامه ای بود که حدوسط را داشت. هم به روزنامه مجلس می تاخت و هم روزنامه ایران نو البته به ایران نو بیشتر اعتراض می کرد. چون موضع گیری های تندتری داشت.
پایان دوره نخستین حیات مطبوعاتی و روزنامه نگاری سید ضیاء الدین طباطبائی
نسیم بیداری:اشاره داشتید به اینکه آزادی مطبوعات در آن زمان تا چه اندازه حائز اهمیت بود. با این وجود انتشار شرق به یک سال هم نرسید و توقیف شد. این اتفاق در تضاد با ایمان به آزادی مطبوعات نبود؟ به خصوص که علت اصلی توقیف انتقادهای شدید شرق به وکلای مجلس بود.
مسعود کوهستانی نژاد: توقیف روزنامه ها در آن زمان متاثر از مجموعه ای از دلایل مختلف بود. برای مثال یک اعتراض علیه یک روزنامه، آن را به توقیف نمی کشاند. انتقاد به نمایندگان انتقاد به شخص وثوق الدوله مثل نقل و نباتی بود که در صفحات تمام روزنامه ها دیده می شد. اما صراحت روزنامه شرق خیلی عیان بود. در عین حال به خطوط سیاسی هم حمله می کرد و با تمان گروه ها درگیر می شد. وقتی به روزنامه ایران نو که ارگان یک جریان فکری را خطاب قرار می داد. نه صرفا یک روزنامه را درباره روزنامه مجلس هم به همین ترتیب بود. شرق نه مثل روزنامه مجلس، حمایت نمایندگان مجلس را داشت و نه مثل روزنامه ایران نو حمایت بخشی از نمایندگان تندرو و عده ای از وزرای دولت را کاملا استقلال داشت و این مساله در توقیف آن بی تاثیر نبود.
البته باید دقت داشته باشیم که کار مطبوعات فقط عالم سیاست را شامل نمی شد. یک جریان سازی فرهنگی و اجتماعی و … را به دنبال داشتند. اما در قسمتی که با قدرت برخورد می کردند این قدرت می توانست یک وکیل، وزیر، خان یا از همه مهم تر انگلیس و روسیه باشد شرایط تغییر می کرد. در آن زمان مشروطه طلبان موفق شده بودند محمد علی شاه را از قدرت کنار بزنند، اما فشارها به مشروطه طلبان دول شان همچنان ادامه داشت. نیمه شمالی کشور تحت نفوذ روسیه و نیمه جنوبی آن تحت نفوذ انگلیسی ها بود. در چنین شرایطی یک واهم همیشگی وجود داشت که نکند دوباره به وضعیت قبلی برگردیم، با دوباره جنگ های داخلی پیش آید. این دغدغه ها باعث درگیری اهالی مطبوعات با وزرا، وکلا و … می شد.
مطبوعات در آن روزگار آنقدر دقیق همه چیز را رصد می کردند گاهی می بینیم در یک روزنامه مطالبی انتقادی به اینکه چرا یک گزمه در فلان کوچه به یک عابر ضربه زده نوشته شده است. خب تحمل انعکاسی که این انتقادها داشت برای صاحبان قدرت دشوار بود. ممکن بود یک بار، دوبار و حتی چندین بار تحمل کنند. اما در نهایت واکنش قهر آمیز نشان می دادند. مضاف بر اینکه این مشکل برای شرق پیش نیامد روزنامه ایران نو هم یک سال بعد تعطیل شد و روزنامه مجلس هم مدت کوتاهی بعد از انحلال دور دوم مجلس از انتشار بازماند. البته سید ضیا بلافاصله پس از توقیف شرق روزنامه برق را منتشر کرد. اما آن روزنامه هم توقیف شد و نخستین دور حیات مطبوعاتی او به پایان رسید و پس از آن به اورپا رفت.
بررسی انتشار روزنامه رعد سید ضیاء الدین طباطبائی ازنویسندگان تا جهت گیری های سیاسی آن

نسیم بیداری: روزنامه بعدی سید ضیاء رعد است که این بار حدود یک دهه دوام می آورد و بسیار تاثیر گذار می شود. عامل استمرار رعد چه بود و چه تفاوت هایی در کیفیت این روزنامه با روزنامه های قبلی اش وجود داشت؟
مسعود کوهستانی نژاد: درباره روزنامه شذق که صحبت شد دوره اول روزنامه برق هم همان طور که اشاره کردم. در سال 1298 و در ادامه روزنامه شرق منتشر و سپس توقیف شد. سید ضیاء شش ماه بعد از بازگشت به ایران در اواسط پاییز 1292 اعلانی منتشر کرد و وعده داد که روزنامه برق دوباره منتشر می شود و این کار را هم انجام داد. چالب است که در یکی از شماره های همین روزنامه برق بود که نخستین اعلان استخدام حرفه ای روزنامه نگار در مطبوعات ایران منتشر شد که بسیار جالب توجه است با این حال این وضعیت تداومی نیافت و افزون بر یک ماه بعد با اخطار رئیس نظمیه تهران از انتشار روزنامه ممانعت به عمل آمد. سید ضیاء به فاصله چهار روز بعد و در آذر 1292 نخستین شماره روزنامه رعد را منتشر کرد که برخلاف دو نشریه قبلی حیات آن به درازا کشید. در طول حدود هشت سال بعد عنوان سید ضیاء الدین طباطبائی در روزنامه رعد از مدیر و سردبیر سیاسی به مدیر و سردبیر و بالاخره مدیر و موسس تغییر کرد. نشر این روزنامه آغاز مرحله جدیدی از کار سید ضیا به شمار می رفت. او در این زمان به تکامل رسیده بود. کسی بود که ظرفیت های روزنامه را به خوبی می شناخت.
فرق خبر نویسی، یادداشت نویسی و مصاحبه را می دانست. به این موضوع که چه موقع با چه کسی و چطور مصاحبه کند تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد. اشراف کامل داشت. تمام اینها به عنوان اندوخته کاری او به کمکش آمدند تا این بار یک روزنامه بسیار حرفه ای منتشر کند. رعد از هر نظر در اوج بود تا جایی که به نظر من هیچ نشریه دیگری در آن دوره به پای آن نمی رسد. البته روزنامه ایران که یک روزنامه نیمه دولتی بود هم این شاخصه ها را داشت. اما غول های فرهنگی ایران در آنجا جمع شده بودند. در چنین وضعیتی رعد تا حدودی پیش بود. خود سید ضیاء در این دوره مصاحبه های بسیار مهمی انجام داد. برای مثال شخصا به زندان رفت و با اعضای کمیته مجازات که دستگیر شده بودند مصاحبه کرد.
به علاوه مصاحبه های اجتماعی که در رعد منتشر می شد اولین مصاحبه هایی از این دست بودند که در ایران انجام می شد. در واقع روزنامه ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … داشت و سیاست فقط یک بعد آن بود. دراین مرحله دیگر می توانیم همه چیز را به خود سید ضیاء نسبت بدهیم. چرا که در کارش به بلوغ رسیده بود.
ادامه دارد…
دسته بندی:
برچسب ها:
آنچه در این مقاله میخوانید:
عضویت در خبرنامه شاپکس
دیدگاه مشتریان
دیدگاهشما لغو پاسخ
منتخب سردبیر
این مقاله در بهار سال 1401 در مجله فرهنگی، اجتماعی قلم یاران توسط مسعود…
زمان مطالعه 11 دقیقه
این مصاحبه در اریبهشت سال 1401 در ماهنامه سیاسی فرهنگی نسیم بیداری با مسعود…
زمان مطالعه 12 دقیقه
این مقاله در بهار سال 1383 در فصلنامه تخصصی یاد توسط مسعود کوهستانی نژاد…
زمان مطالعه 14 دقیقه
این مقاله در زمستان سال 1395 در فصلنامه علمی اسناد بهارستان توسط مسعود کوهستانی…
زمان مطالعه 15 دقیقه
این مقاله در زمستان سال 1394 در فصلنامه علمی اسناد بهارستان توسط مسعود کوهستانی…
زمان مطالعه 15 دقیقه
این مقاله در تابستان سال 1379 در فصلنامه تئاتر توسط مسعود کوهستانی نژاد نوشته…
زمان مطالعه 12 دقیقه
مقاله جنگ سرد در عرصه ادبیات کودک و نوجوان در آذرماه سال 1399 در…
زمان مطالعه 6 دقیقه
این مقاله در آذر ماه سال 1400 در ماهنامه فرهنگی و هنری «طبل» منتشر…
زمان مطالعه 7 دقیقه







0